Archives : مش رحیم

  • مرد اعداد مرده / رکسانا حمیدی

    مرد اعداد مرده     

    رکسانا حمیدی

    در شلوغی شهر کوچک و رفت آمد آدمها،چیز عجیب و مشکوکی احساس می­شد.مردمی که در خیابانها بودند یا از پنجره ساختمانها به بیرون سرک می­­کشیدند، این موضوع را بخوبی می­دانستند که شهر حالت عادی همیشگی خودش را ندارد. با اینکه نه آژیر آمبولانسی در کار بود و نه ماشینهای بزرگ آتش­نشانی باعث بند آوردن خیابانها شده بودند و نه از ماشین پلیس حتا که با سرعت غیرمتعارفش حدسهایی را به ذهن بیاورد نشانی دیده می­شد اما نگاه های پرسان آدمها به اطراف وضع را بغرنج­تر نشان می­داد. با این همه، روال به ظاهر عادی ترافیک و صورت مات و گنگ آدمها یا شنیده نشدن صداهای وحشتناک یا دیده نشدن دود و نبود بوهای عجیب باعث نمی­شد در نظر مردم شلوغی خیابانها عادی بنظر برسد.

    برای مشاهده بقیه به ادامه مطلب  بروید…

    ادامه مطلب…

    ادامه...
  • “رویای ترس”

    سری جدید آهنگ های نوروزی تازه به دستش رسیده بودوپشت میزکارش درحال انتقال آهنگ هابه پوشه مخصوص خودش بودکه درب مغازه بازشد ودخترجوانی باپوششی که جلب توجه میکردوارد شد،نفس نفس میزدوچشمانش به سرعت حرکت میکردوازداخل مغازه بیرون رانگاه میکرد،معلوم بودازچیزی گریزان بود،دستانش بی اختیارروی هم می رفت.

    جهت مشاهده بقیه به ادامه مطلب بروید…

    ادامه مطلب…

    ادامه...
  • خدایا این رسمش نیست

    امروز صبح بعدازمدت ها تصمیم گرفتم سری به مادربزرگم بزنم مشغله های کاری اجازه نمیداد به دیدنش برم،هرروزتلفنی صحبت میکردم وحالش روجویا میشدم اما دله دیگه لامصب تنگ میشه وبهونه گیر.

    ادامه مطلب…

    ادامه...