سه شعر از فانوس بهادروند
در پارک 
.
سایه ای بلند
برنیمکت نشسته بود
نسیمی وزید
روسری سرخش را با خود برد
رو به بالا ی ابرسرش را چرخاند
هوای مرطوب پارک را فرو برد
برلبش لبخندی نشست
آهسته و نرم
در باد رفت  .
 
برای مشاهده بقیه به ادامه مطلب مراجعه کنید…
 

ادامه مطلب…